کسی نیست چیزی نیست شاید این صدای سکوت قدم های باد است شاید باز باران با ترانه میزند بر بام خانه شاید این چهره خسته...شاید این دل پیر شاید این روح اواره این قلب افسرده... شاید ان شازده کوچولو هم... شاید...شاید این همه ادم شاید ان اشک گوشه چشم شاید ... شاید همه مردند که این گونه غرق در سکوتند شاید این لب خاکستری جنازه هاست که میبوسد صورت سرد را از عقب جلو افتاده...مغز ناهمگونم شاید....شاید هم من معلولم
نظرات شما عزیزان:
|
About![]()
سلام. به کلبه ی عاشقانه ی من خوش اومدید! امیدوارم لحظات خوبی رو اینجا سپری کنین! نظر یادتون نره!
Home
|